السيد الطباطبائي
125
مجموعه رسائل ( فارسى )
فصل اولدر تقسيم علم علم در اصطلاح فلاسفه به علم حضورى و علم حصولى منقسم مىشود ، زيرا معلوم يا با وجود خارجى - يعنى وجودى كه آثار مطلوب بر آن مترتّب است - نزد عالم حضور مىيابد ، كه آن را علم حضورى مىگويند ، و يا حضورش نزد عالم ، با ماهيت و صورت است كه مىتوان گفت وجود ذهنى است - يعنى وجودى كه آثار مطلوب بر آن مترتّب نيست - و اين قسم علم را علم حصولى خوانند . هر دو قسم علم موجود مىباشند ، اما علم حصولى وجودش ، بالضروره روشن است ، زيرا هر يك از ما بالضروره صور چيزهايى از قبيل دريا و صحرا و انسان و اشجار و نظاير اينها را در ذهن خود مىيابيم كه فاقد آثار وجود خارجى بوده ، ولى كاشف و حكايت كنندهء آن چيزهايند . و اما تقرير علم حضورى به اين طريق است كه حقيقت علم - چنان كه قبلًا در جاى خود گذشت - عبارت است از حضور چيزى براى چيزى ، يعنى حقيقت علم همانا حصول وجود مجرد از ماده است براى وجود مجردى كه بيان آن گذشت و گفتيم كه صرف حصول شيئى براى شيئى موجب علم نيست ، زيرا شىء حاصل اگر همه اجزاى وجودش مجتمع نبوده و بعضى از آنها از بعضى ديگر غايب باشد ، مانند اجسام و همهء اشياى مادى ، در اين صورت حضور كه واقعيت علم است تحقق نمىيابد ؛ چه آنكه غيبت مفروض منافات با حضور دارد ،